الفيض الكاشاني

292

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

از ابى الدّرداء نقل شده كه گفته است : پسرى از سليمان بن داوود وفات كرد و بدين سبب سخت دلتنگ و غمگين شد . دو فرشته به صورت دو دشمن در برابر او ظاهر شدند و نزد او نشستند . يكى از آن دو فرشته گفت : تخمى در زمين پاشيدم چون سبز شد و بالا آمد اين شخص آن را تباه كرد . سليمان به فرشتهء ديگر گفت : تو چه مىگويى ؟ پاسخ داد : من در جادّه حركت مىكردم و به كشتزارى رسيدم چون راست و چپ خود را نگريستم راهى جز گذر از آن نيافتم . سليمان ( ع ) گفت : چرا در ميان راه كشت كردى ؟ آيا نمىدانستى كه مردم ناگزير به عبور از آن هستند ؟ پاسخ داد : چرا بر فرزند خود غمگينى ؟ آيا نمىدانى كه مرگ راه آخرت است ؟ سليمان پيش خدا توبه كرد و پس از آن بر مرگ فرزند بيتابى نكرد . عمر بن عبد العزيز بر پسرش كه بيمار بود وارد شد و به او گفت : اى پسر من ! تو در ترازوى من باشى دوست‌تر مىدارم تا من در ترازوى تو باشم . پاسخ داد : آنچه تو آن را دوست دارى نزد من محبوبتر از چيزى است كه من آن را دوست مىدارم . ابن عبّاس را از مرگ دخترش خبر دادند ؛ استرجاع كرد و گفت : خداوند عورتى را پوشانيد و هزينه‌اى را كفايت كرد و پاداشى را رسانيد . سپس فرود آمد و دو ركعت نماز به جا آورد و گفت : ما آنچه را خداوند امر كرده انجام داديم ، چه فرموده است : وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ . . . « 28 » از ابن مبارك نقل شده كه پسرش وفات كرد ، مجوسيى به او تسليت داد و گفت : سزاوار است خردمند در امروز همان كار را كند كه نادان پس از پنج روز آن را انجام مىدهد . ابن مبارك گفت : اين گفتار را بنويسيد . يكى از دانشمندان گفته است : خداوند بلا را پياپى بر بنده‌اش وارد مىكند تا آنگاه كه چون به راه افتد گناهى بر او باقى نماند . فضيل گفته است : خداوند بندهء مؤمن را چنان با بلا مواظبت مىكند كه انسان با نيكى از خانواده‌اش مراقبت مىكند . حاتم اصمّ گفته است : خداوند در روز رستاخيز بر چهار صنف به چهار كس اقامهء حجّت مىكند ، بر توانگران به سليمان ، بر مستمندان به عيسى ، بر بردگان به يوسف ، و بر بيماران به ايّوب ، درود خدا بر آنان .

--> ( 28 ) بقره / 45 : از صبر و نماز يارى بجوييد . . .